روانکاوی

روانکاوی درمانی مبتنی بر این نظریه است که حال ما توسط گذشته ما شکل می‌گیرد. ما اغلب از اینکه چگونه تجربیات می‌توانند بر ما تأثیر بگذارند بی اطلاع هستیم. احساسات دردناک می‌توانند در ضمیر ناخودآگاه باقی بمانند و بر خلق و خو و رفتار فعلی ما تأثیر بگذارند و به مشکلات عزت نفس، شخصیت، روابط و کار کمک کنند. از آنجایی که ما از این نیروها آگاه نیستیم، تکنیک‌های رایج حل مسئله مانند مشاوره گرفتن از دوستان و خانواده یا خواندن کتاب‌های خودیاری اغلب نمی‌توانند ما را تسکین دهند. روانکاوی به فرد کمک می‌کند تا کنترل این تأثیرات را با ردیابی آن‌ها، دستیابی به ریشه آن‌ها و درک چگونگی رشد آن‌ها در طول زمان در دست بگیرد. این آگاهی به فرد این فرصت را می‌دهد تا با نحوه تأثیرگذاری این تأثیرات بر زندگی فعلی خود به طور سازنده برخورد کند.

فروید پیشگام این ایده بود که نیروهای ناخودآگاه بر رفتار و شخصیت آشکارا تأثیر می‌گذارند، او معتقد بود که وقایع دوران کودکی و درگیری‌های ناخودآگاه، که اغلب مربوط به میل جنسی و پرخاشگری است، تجربه فرد را در بزرگسالی شکل می‌دهد. نظریه روانکاوی فروید چارچوبی را برای درمان روانکاوی ایجاد کرد که شکل عمیقی از گفتار درمانی است. درمان روانکاوی شامل یک گفتگوی باز است که هدف آن کشف ایده‌ها و خاطراتی است که مدت‌ها در ضمیر ناخودآگاه مدفون شده‌اند. روانکاوان از تکنیک‌های خاصی مانند تداعی کلمه خود به خود، تحلیل رویا و تحلیل انتقال استفاده می‌کنند. شناسایی الگوها در گفتار و واکنش‌های فرد می‌تواند به او کمک کند تا افکار، رفتارها و روابط خود را بهتر درک کند، تا مقدمه‌ای برای تغییر آنچه ناکارآمد است، باشد.

روانکاوی از زمان فروید تکامل یافته و مدرن شده است و امروزه بسیاری از مردم درگیر آن هستند و می‌تواند یک درمان قدرتمند برای کسانی باشد که مایلند به تفکر عمیق خود بپردازند.

روانکاوی شامل ملاقات با یک روانکاو آموزش دیده، یک تا چند بار در هفته است، جایی که بیماران در مورد خودشان، چالش‌هایشان و هر چیز دیگری که آن‌ها را وادار به جستجو درمان می‌کند، صحبت می‌کنند. هدف بیماران این است که آزادانه بدون سانسور خود صحبت کنند و باورها، احساسات یا خواسته‌های ناخودآگاه خود را با تحلیلگر بررسی کنند. بر خلاف درمان‌های دیگر مانند درمان شناختی رفتاری، روانکاوی پایان باز است و فاقد اهداف از پیش تعریف شده است و این فرآیند اغلب ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول می‌کشد.

مزایای روانکاوی

درمان موثر

روانکاوی شامل گفتمانی بین بیمار و درمانگر است. از آنجایی که این جلسات معمولاً در طول یک هفته زیاد است و در محیطی امن انجام می‌شود، روانکاوی بسیار مؤثر است. یک فضای قابل اعتماد به بیمار کمک می‌کند تا در مورد هر موضوعی در زندگی خود صحبت کند و به جای اینکه با یک «هنجار» فرضی مقایسه شود، همان گونه که هست پذیرفته می‌شود. به همین ترتیب، بیمار در دسته بندی تشخیصی از پیش تعیین شده قرار نمی‌گیرد، بلکه از نظر چالش‌ها و درگیری‌های منحصر به فردش مورد قدردانی قرار می‌گیرد.
در آخر هدف نهایی درمان کمک به کاهش رنج انسان و ارتقای کیفیت زندگی فرد است و روان‌درمانی‌های روان‌کاوی از ارتباط، معنادار بودن و انسانیت به‌عنوان استانداردهای طلایی حمایت می‌کنند.

شناسایی مشکلات اساسی

به طور کلی، زمانی که بیمار احساس افسردگی می‌کند، یک دلیل زمینه‌ای برای آن مشکل وجود دارد که روانکاوی می‌تواند این بیماران را قادر سازد تا علت افسردگی خود را کشف کنند. هنگامی که این علل شناسایی و درک شدند، می‌توان روی آن‌ها کار کرد و تغییر داد. این راه، حل بهتر مشکلات و همچنین توسعه راه‌های جدید برای رسیدگی به مسائل را هموار می‌کند.

افزایش عزت نفس

منظور از روانکاوی تغییر نحوه احساس و تفکر یک فرد است. الگوهای بد ارتباط با افراد دیگر را از بین می‌برد و الگوهای سالم‌تر را جایگزین آن‌ها می‌کند. علاوه بر این، از طریق کمک به فرد برای شناخت بهتر خود، روانکاوی به بهبود عزت نفس کمک می‌کند.

توسعه مهارت‌های ارتباطی

از آنجایی که روانکاوی اساسا یک گفتمان بین دو نفر است، به ایجاد مهارت‌های ارتباطی بیمار کمک می‌کند. از این رو، بیمار می‌تواند از مهارت‌های ارتباطی جدید برای تقویت روابط خود استفاده کند. علاوه بر این، تحقیقات نشان می‌دهد که پس از پایان درمان روانکاوی، تغییرات ایجاد شده حتماً باقی می‌ماند و نیازی به درمان بیشتر نیست.

شرایطی که با روانکاوی درمان می‌شود

برخی از مشکلاتی که توسط روانکاوی درمان می‌شود عبارتند از:

  • افسردگی
  • اضطراب عمومی
  • مشکلات جنسی
  • رفتار خود ویرانگر
  • مشکلات روانی مداوم، اختلالات هویت
  • اختلالات روان تنی
  • فوبیاها
  • اختلالات وسواسی جبری.
  • ذهن ناخودآگاه

همچنین بر اساس روانکاوی، ضمیر ناخودآگاه به طرق مختلف به معنای ناشناخته تجربیات اشاره می‌کند. چنین نکاتی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • رفتارهای تکراری
  • موضوعاتی که صحبت کردن در مورد آن‌ها برای فرد مشکل است.
  • رویاها
رابطه بیمار و درمانگر

روانکاوی یک رابطه نزدیک است. پیوندهایی که در طول درمان ایجاد می‌شود، محیط امنی را برای فرد ایجاد می‌کند تا اطلاعات شخصی خود را فاش کند. تجربه با تحلیلگر، عاطفی و همچنین فکری است. برای مثال، ممکن است فردی در اعتماد به تحلیلگر خود مشکل داشته باشد، بحث در این مورد ممکن است به آن‌ها کمک کند که مشکلات خود را با اعتماد را در زندگی روزمره خود کشف کنند. تحلیلگر با تقویت پیوند خود با بیمار و کمک به او در تفسیر معانی پشت افکارش، می‌تواند به فرد کمک کند افکار و احساسات مزاحم را اصلاح، تصحیح و رد کند. همچنین فرد می‌تواند بر الگوهای ناتوان کننده زندگی و علائم ناتوان کننده کنترل داشته باشد و در طول زمان، رفتار، روابط و احساس شخص می‌تواند به شیوه‌های عمیق و پایدار تغییر کند.