تجربه‌ی افسردگی در اختلال دوقطبی

تجربه‌ی افسردگی در اختلال دوقطبی

امروزه بسیاری از جوانان تحت درمان افسردگی قرار می‌گیرند و با روان‌درمانی و دارودرمانی به صورت موقت از افسردگی رهایی می‌یابند. لازم است بدانیم که افت ناگهانی عملکرد تحصیلی، افزایش سوء مصرف مواد و مشکلات رفتاری ممکن است سرنخ‌هایی از اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی باشد. در اختلال دوقطبی حملات اضطراب و افسردگی معمولاً قبل از دوره‌های هیپومانیا یا شیدایی مشاهده می‌شود و شایع‌ترین نشانه‌ی شروع یک دوره است. آگاهی از این نشانه‌ها برای جلوگیری از پرهیز از مسیری که در عین تسکین موقت، می‌تواند تشخیص و درمان بیماری جدی‌تر را مختل کند، حیاتی است.

تجربه دردسرساز یک دانش آموز

یک جوان 18 ساله وارد دانشگاه می‌شود و توسط کلینیک سلامت روان دانشگاه برای درمان علائم افسردگی تحت روان‌درمانی قرار می‌گیرد. اگر چه ترم اول او خوب شروع شد، اما از کارهای آکادمیک خود عقب افتاد و در نهایت از رفتن به کلاس‌های خود منصرف شد. او در دبیرستان دانش آموزی ممتاز بود که مورد علاقه‌ی همسالانش بود و به داشتن روحیه‌ی بانشاط معروف بود. اکنون چهره‌ی او عاری از عاطفه به نظر می‌آید و از اعتماد به نفس پایین و احساس بی‌ارزشی رنج می‌برد. او بیشتر روز مضطرب است که این را دلیل مصرف ماری جوانا می‌داند. او مکرراً در مورد معنای زندگی فکر می‌کند، شروع به زیر سوال بردن اعتقاد خود به خدا کرده است و احساس می‌کند زندگی ارزش زیستن ندارد. پس از مطرح کردن این موضوع، والدینش توصیه کردند که به دنبال روان‌درمانی باشد تا مهارت‌های مقابله‌ای بهتری را به دست آورد.

درمان اولیه کمی اضطراب او را کاهش داد. با این حال او نتوانست انگیزه‌ی خود را بازیابد و دانشگاه را رها کرد. در خانه مرتبا ماری جوانا می‌کشید، ساعت‌ها بازی ویدیویی انجام می‌داد و بیشتر روز خود را در خواب می‌گذراند. ناگهان او گفت که دیگر احساس امنیت نمی‌کند و تصمیم گرفت برای دیدن یکی از اعضای خانواده که ایمن‌تر است به سراسر کشور سفر کند. والدینش با 911 تماس گرفتند و او را به اورژانس آوردند. آن‌جا برای افسردگی‌اش یک مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) به او داده شد و پس از یک روز به خانه فرستاده شد.

افسردگی در اختلال دوقطبی

نگاهی فراتر از درمان اولیه

چگونه می‌توانیم بفهمیم که آیا علائم اضطراب و افسردگی را می‌توان با روان‌درمانی کنترل کرد یا برای درک یک علت ریشه‌ای پیچیده‌تر، به ارزیابی روانپزشکی دقیق‌تری نیاز است؟ علائمی که خود را نشان می‌دهند ممکن است برای تشخیص کافی نباشند. بنابراین مهم است که قبل از گرفتن قرار ملاقات با یک ارائه دهنده سلامت روان، سؤالات مهم را در نظر بگیرید و ماهیت ارزیابی و درمان مورد نیاز را تعیین کنید.

 1. آیا فرد مهارت‌های مقابله‌ای خود را از دست داده است یا هرگز آن‌ها را توسعه نداده است؟

از دست دادن مهارت‌های مقابله‌ای می‌تواند به مرحله‌ی حاد بیماری روانی اشاره کند و نیاز به ارزیابی روانپزشکی فوری‌تری دارد، در حالی که فقدان طولانی‌مدت کسب مهارت‌های مقابله‌ای می‌تواند بیشتر به سمت یک اختلال عصبی رشدی (مانند اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی یا ناتوانی یادگیری) اشاره کند. ارزیابی‌های روانپزشکی در اختلالات عصبی رشدی، به ویژه در کسانی که ADHD دارند، مهم است. 

2. آیا فرد از کار یا تحصیل خود عقب مانده است؟ 

از آن‌جایی که فرد معمولاً آنقدر آگاه نیست که تشخیص دهد در وضعیت بیماری است، اولین علائم ممکن است فقط از طریق محیط‌های اجتماعی و کاری دیده شوند. یک فرد ممکن است از دست دادن عملکرد خود را به استرس یا دلایل مختلف دیگر نسبت دهد. اما کاهش عملکرد نکته‌ای قابل توجه است. این را می‌توان در انجام ندادن به موقع تکالیف یا غیبت در جلسات یا کلاس‌ها مشاهده کرد.

3. آیا پرسش از هدف وجودی طبیعی است یا نشانه‌ی افسردگی است؟

 بیشتر مردم هدف وجودی خود را در مقاطع مختلف زندگی زیر سوال می‌برند. این می‌تواند بخشی عادی از تفکر در مورد مسیر شغلی یا رابطه‌ی بعدی آن‌ها باشد. برخی از پرسش‌های مهم وجودی را می‌توان به دین و خدا مرتبط کرد. با این حال، پاسخ به این سوالات به راحتی قابل اثبات نیست. هنگامی که سؤالات وجودی در خط مقدم ذهن یک فرد باقی بماند و بیش از چند روز باقی بماند، می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی یا بیماری روانی باشد.

4. آیا مصرف مواد مخدر بیشتر می‌شود؟

افراد عموما تمایل دارند که مواد مخدر را در مقادیر زیاد مصرف کنند. برای شروع پاسخ به این سوال که چرا برخی افراد بیشتر از دیگران مستعد سوء مصرف مواد هستند، در نظر بگیرید که مواد مخدر دو اثر اصلی دارند:

1) سرخوشی و آرامش‌بخشی و 2) قطع ارتباط با واقعیت. هر دو اثر ممکن است به عنوان یک استراتژی مقابله‌ای برای بیماری حاد عمل کنند. ارتباط بین ماری جوانا و روان‌پریشی (در افسردگی، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی) به خوبی ثابت شده است. با این حال، علائم روان‌پریشی می‌تواند در نتیجه‌ی مسمومیت، یا در نتیجه‌ی بیماری‌های روانی مانند اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنی باشد. 

تشخیص دقیق‌تر بیماری‌های روانپزشکی

دانش‌آموز یادشده، علی‌رغم دسترسی‌ به روان‌درمانی و دارو، همچنان در معرض خطر قرار داشت. مسائل مربوط به عملکرد تحصیلی او در تضاد با گذشته‌اش است. او هدف و دلیل وجودی خود را زیر سوال می‌برد و با مصرف مواد مخدر خود را آرام می‌کرد. با آگاهی از این که افسردگی او با توجه به سن او به طور غیرعادی شدید است، می‌توان فهمید که علائم او ممکن است نشانه‌ی اختلال دوقطبی یا اختلال دیگری باشد. پرسیدن سوالات درست، حتی پس از این درمان اولیه، می‌تواند نحوه درمان او را تغییر دهد. تنها راه برای تعیین تشخیص در چنین موردی یک معاینه بیولوژیکی کامل روانشناختی و اجتماعی است که عوامل مختلف مؤثر در علائم او را ارزیابی می‌کند.

در پست‌های آتی خود در این مجموعه، ارزش رویکرد زیستی-روانی اجتماعی برای تشخیص و درمان افسردگی و اختلال دوقطبی در بیماران مختلف را بیشتر بررسی خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *