خانم دکتر نیکو گفتار

مستقل بودن و اهمیت آن در زندگی

خلاصه مقاله

در هر رابطه ای (چه دوستی باشد یا یک رابطه عاشقانه یا غیره) زمانی که خواسته‌ها، اهداف، افکار یا عواطف شخص دیگری احساسات شما را تحت الشعاع قرار دهد، می‌تواند مشکل ساز باشد. اتکای بیش از حد به شخص دیگری می‌تواند باعث شود که اعتماد به نفس خود را از دست بدهید، جاه طلبی‌های خود را به تاخیر بیندازید و نیازهای خود را نادیده بگیرید. غلبه بر هم وابستگی می‌تواند دشوار باشد اما مستقل شدن یک مفهوم جذاب است و مطمئناً همه ما دوست داریم بگوییم که مستقل هستیم، مسئولیت زندگی خود را به عهده می‌گیریم. البته گاهی اوقات ممکن است بیشتر از اینکه به خودمان تکیه کنیم به دیگران تیکه کنیم و این موضوع ایرادی ندارد.

یادگیری چگونگی مستقل شدن می‌تواند به شما در کشف اعتماد به نفس جدید و غلبه بر وابستگی کمک کند. به همین خاطر، در ادامه این مقاله به چگونگی مستقل شدن و اهمیت آن در زندگی ما می‌پردازد. پس اگر احساس می‌کنید فردی وابسته هستید و یا در حال حاضر، روی استقلال خود کار می‌کنید، در ادامه این مقاله با ما همراه باشید.

 

چگونه مستقل شویم؟

افراد یک روزه مستقل نمی‌شوند استقلال ویژگی است که ساختن آن نیاز به تمرین دارد. این مهارت‌ها می‌توانند به شما در انجام این کار کمک کنند:

درباره خودتان بیشتر بدانید.

اولین قدم برای مستقل شدن بیشتر این است که بدانید چه می‌خواهید و بر اساس آن عمل کنید. اگر درگیر این ایده باشید که دیگران چه فکری می‌کنند یا می‌خواهند، هرگز استقلال واقعی به دست نخواهید آورد. در نظر گرفتن نظرات دیگران اشتباه نیست، با این حال، وقتی افکار و احساسات دیگران را بر افکار خود ارجحیت می‌دهید، اقتدار خود را تضعیف می‌کنید.

اگر واقعاً می‌خواهید مستقل‌تر باشید، لازم است خودتان (شخصیت، چیزهایی که دوست دارید و ندارید، نیازها و اهدافتان) را بشناسید . می‌توانید از یادداشت روزانه، مدیتیشن، زمانی در طبیعت و هر چیزی که با شخصیت شما سازگار است، استفاده کنید تا درک عمیق‌تری از خود به دست آورید. کار مورد علاقه خود را به تمرینی تبدیل کنید که فقط برای شما باشد و نه هیچ کس دیگری و به طور منظم برای خود برنامه ریزی کنید.

برای خودتان وقت بذارید.

داشتن زمان تنهایی برای ساختن استقلال بدیهی به نظر می‌رسد، اما گفتن آن آسان‌تر از انجام دادنش است. با این حال، بخشی از یادگیری چگونگی مستقل شدن بیشتر، توسعه توانایی نه تنها بودن، بلکه لذت بردن از زمان با خود است. به جای کنار زدن افکارتان یا تمرکز بیش از حد روی دیگران، از این زمان تنهایی برای بودن در کنار افکارتان استفاده کنید. این زمان تقویت سرگرمی‌ها و فعالیت‌هایی که از آن‌ها لذت می‌برید عالی است.

ممکن است در ابتدا احساس ناخوشایندی داشته باشید، اما گذراندن وقت تنها به شما کمک می‌کند تا احساس خودکفایی را به دست آورید. هرچه بیشتر تمرین کنید، احساس راحتی بیشتری در گذراندن وقت خود خواهید داشت.

اعتماد به نفس خود را بسازید.

خود را به چالش بکشید تا به چیزهایی که در مورد خود دوست دارید فکر کنید. آن‌ها می‌توانند با ظاهر فیزیکی، ویژگی‌های شخصیتی یا هر استعداد و مهارتی که دارید مرتبط باشند. آن‌ها را یادداشت کنید و در جایی که می‌توانید اغلب آن‌ها را ببینید قرار دهید و هر زمان خواستید به لیست اضافه کنید. همچنین می‌توانید با صحبت کردن به صدای منفی در ذهن خود که به شما می‌گوید به اندازه کافی خوب نیستید، اعتماد به نفس ایجاد کنید. کار بر روی عزت نفس نیز می‌تواند به شما کمک کند وابستگی خود را به دیگران کاهش دهید و خودتان تصمیم گیری کنید.

کشف چیزی که مانع استقلالتان می‌شود.

فقط شما می‌دانید چه چیزی شما را از استقلال باز می دارد. وقتی صحبت از استقلال کامل به میان می آید، باید برای فکر کردن به نگرانی‌ها و ترس‌هایی که دارید، وقت بگذارید. فهرستی از هر مسئله یا ترسی که می‌توانید به آن فکر کنید تهیه کنید. پس از تکمیل لیست، به لیست برگردید و در مورد هر مورد فکر کنید. برخی از این موارد را می‌توانید خط بزنید زیرا فقط ترس هستند که شما را عقب نگه می دارند. اگر مشکلات واقعی بیشتری وجود دارد که باید آن‌ها را حل کنید، برای حل آن‌ها برنامه ریزی کنید که مشکل چیست و چگونه می‌توانید آن را برطرف کنید یا تأثیر آن را به حداقل برسانید.

گاهی اوقات، تجربیات گذشته در زندگی می‌تواند شما را از حرکت رو به جلو به گونه‌ای که با ارزش‌ها و اهداف شما همسو باشد بازدارد. درمان می‌تواند به شما در درک همه این‌ها کمک کند و با حمایت یک درمانگر، می‌توانید آنچه را که مانع از مستقل شدن شما می‌شود کشف کنید و مهارت‌های جدیدی را بیاموزید تا خودتان باشید.

قاطع باشید.

قاطعیت به این معنا نیست که همیشه رئیس باشید، همچنین به این معنا نیست که شما هرگز نمی‌توانید در برابر دیگران کمک کننده و بخشنده باشید. قاطعیت، آنطور که بسیاری از مردم تصور می‌کنند، فحش یا توهین نیست، مردم می‌توانند درخواست کمک کنند و شما می‌توانید انتخاب کنید که به آن‌ها کمک کنید. با این حال، همیشه لازم نیست به هر کسی که درخواست می‎‌‌کند کمک کنید.

قاطع بودن نشانه استقلال عاطفی است، وقتی کسی احساسات شما را جریحه‌دار می‌کند، از خودتان دفاع کنید، افکارتان را در یک گروه به اشتراک بگذارید و به مردم بگویید به چه چیزی نیاز دارید یا چه احساسی دارید. می‌توان آن را به روشی آرام و در عین حال محکم و قاطع انجام داد. تمرین این مهارت می‌تواند به شما کمک کند احساس استقلال بیشتری داشته باشید.

یاد بگیرید که از خود حمایت عاطفی کنید.

بخشی از یادگیری چگونگی مستقل شدن، یادگیری نحوه حمایت عاطفی از خود است. البته، همیشه مهم است که افراد حامی را در زندگی خود نگه دارید که بتوانید به آن‌ها اعتماد کنید. با این حال، این غیر منطقی است که فکر کنید آن‌ها همیشه در کنار شما خواهند بود. در مواقع استرس یا درد، تمایل دارید منتظر بمانید تا دیگران وارد زندگی شما شوند و بر احساسات شما تأثیر بگذارند اما استقلال واقعی زمانی به دست می‌آید که متوجه می‌شوید می‌توانید از خود حمایت عاطفی کنید و متوجه می‌شوید که احساسات شما در درون شما وجود دارد و می‌توانید آن‌ها را نیز آرام کنید.

مهم است که توانایی خود را تقویت کنید تا گاهی اوقات حامی خود باشید. استفاده از مهارت‌های مقابله‌ای مانند تمرینات تنفسی، پیاده روی، حمام آب گرم یا سایر فعالیت‌های مراقبت از خود راه‌هایی برای نشان دادن عشق و حمایت به خود هستند. به خود اجازه دهید احساسات خود را تجربه کنید و آن‌ها را نادیده نگیرید. ایجاد ظرفیت برای حضور در کنار خود می‌تواند به شما کمک کند استقلال خود را افزایش دهید زیرا نیازی به تکیه مداوم به دیگران برای حمایت نخواهید داشت.

به تنهایی تصمیم بگیرید.

مطمئناً، هر از چند گاهی دریافت نظر شخص دیگری مفید است اما گاهی اوقات شما را از اطمینان به قضاوت‌های خود باز می‌دارد. این برای تصمیمات بزرگ و همچنین تصمیمات به ظاهر بی اهمیت صدق می‌کند. به عنوان مثال، آیا مطمئن نیستید که ایمیلی که به تازگی تهیه کرده اید خوب است یا نه؟ با این وسوسه مبارزه کنید که آن را به دوستتان یا هر کسی که در اطراف شماست نشان دهید و فقط خودتان آن را بخوانید و بفرستید.

روی چیزهایی که در مورد خودتان تحسین می‌کنید تمرکز کنید.

شما فوق العاده هستید، شما مهارت‌های ویژه ای دارید، جهان بینی منحصر به فردی دارید و به اندازه هر کس دیگری شایسته حضور در اینجا هستید اما نیازی نیست که من این را به شما بگویم. باید از خودت بشنوی آن دفترچه تان را بیرون بیاورید و حداقل ده چیزی را که در مورد خودتان دوست دارید بنویسید. آن صدایی را که در ذهنتان وجود دارد نادیده بگیرید که مدام به شما این دروغ را می‌گوید که قدردانی از چیزهایی که هستید خودخواهانه است. در عوض، آن را با صدایی جایگزین کنید که می‌گوید: “من به این دلیل فوق العاده هستم” هنگامی که با ویژگی‌های مثبت خود مواجه شوید، به احتمال زیاد تمایل خواهید داشت برای فرد شگفت انگیزی که هستید سخت کار کنید و مستقل شوید.

درخواست اجازه را متوقف کنید.

از درخواست اجازه برای همه چیزهای کوچک و بزرگ دست بردارید. وقتی افراد برای یادگیری به شخص یا افراد زیادی وابسته هستند، اغلب احساس عدم اطمینان می‌کنند، آن‌ها همچنان برای همه چیز اجازه می‌خواهند. با این حال، آن‌ها به دنبال پذیرش همه تصمیماتی هستند که می‌خواهند بگیرند.

وقتی واقعاً می‌خواهید مستقل باشید، نه تنها باید از درخواست اجازه دست بردارید، بلکه باید یاد بگیرید که هر عواقبی را که اعمال و تصمیم‌هایتان ایجاد می‌کند بپذیرید. گاهی اوقات افراد زندگی شما با انتخاب‌های شما موافق نیستند اما شما باید برای خودتان تصمیم بگیرید ن دیگران، این موضوع همیشه آسان نخواهد بود، اما چیزی است که باید به آن عادت کنید.

یاد بگیرید که تنها باشید.

مستقل بودن به معنای راحت بودن در پوست خود و لذت بردن از تنهایی خود است. با این حال، بسیاری از مردم احساس می‌کنند به دیگران وابسته هستند و نمی‌دانند چگونه تنها باشند. اگر شما یکی از این افراد هستید، ممکن است در یک محیط گروهی احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

زمان تنهایی برای خود اندیشی ضروری است. تنها بودن به شما این امکان را می‌دهد که خودتان را بشناسید و به شما کمک می‌کند آنچه را که می‌خواهید و نیاز دارید تشخیص دهید. وقتی دائماً با دیگران هستید، زمانی برای خوداندیشی ندارید. گاهی اوقات این چیزی است که مردم از آن می‌ترسند و نمی‌خواهند با افکار خود تنها بمانند.

یاد بگیرید که خودتان را ببخشید.

وقتی مستقل‌تر هستید و همه انتخاب‌های خود را انجام می‌دهید، ممکن است اشتباهات دیگری نیز مرتکب شوید. وقتی فقط به خودت تکیه کنی، کسی جز خودت را مقصر نمی‌دانی. زمانی که مردم یاد می‌گیرند مستقل‌تر شوند، این اشتباه را مرتکب می‌شوند که خود را به خاطر هر چیز کوچکی که اشتباه رخ داده یا هر تصمیم بدی که گرفته‌اند سرزنش می‌کنند. در این دام نیفتید شما باید ایرادات خود را ببینید و سعی کنید هر اشتباهی را که مرتکب شده‌اید برطرف کنید. شما باید از این تجربیات برای درس گرفتن از اشتباهات خود استفاده کنید، نه اینکه تصمیم بگیرید که نمی توانید کاری را درست انجام دهید. شما باید یاد بگیرید که خودتان را به خاطر هر اتفاقی که در گذشته رخ داده و چیزهای اخیر ببخشید.

حد و مرز خود را تعیین کنید.

افراد وابسته اغلب فاقد حد و مرز هستند و نیازهای شخصی خود را فدای شخص دیگری می‌کنند. تعیین مرزها به شما این امکان را می‌دهد که به خود توجه کنید و نشان می‌دهد که می‌توانید از نظر فیزیکی و احساسی به بدن خود گوش دهید. همچنین تعیین می‌کند که انتظار دارید دیگران بر اساس ارزش‌ها و باورهای شخصی شما با شما رفتار کنند و به شما احترام بگذارند. ایجاد و حفظ مرزهای سالم نیاز به تمرین مداوم دارد اما با شناسایی محدودیت‌هایی که برای خود و دیگران تعیین می‌کنید، ممکن است مستقل‌تر شوید و برای بیان نیازهای خود احساس امنیت کنید.

در صورت لزوم به دنبال درمان باشید.

اشکالی ندارد که مستقل بودن را چالش برانگیز بدانیم. چه در یک رابطه باشید چه نباشید، تعیین حد و مرز و پیدا کردن صدای خود می‌تواند دشوار باشد. داشتن تمایلات وابستگی به این معنی نیست که مشکلی با شما دارید اما روابط وابسته بهم اغلب برای فردی که با دیگری درگیر است سخت است. یک درمانگر واجد شرایط می‌تواند به شما کمک کند تا خود و روابط را بهتر بشناسید و به شما مهارت‌هایی را برای تعیین مرزهای بهتر با دیگران آموزش دهد، همچنین می تواند به شما کمک کند تا الگوهای رفتاری وابسته در روابط خود با دیگران را شناسایی کنید و ریشه این رفتارها را پیدا کنید.

 

استقلال در مقابل وابستگی

گاهی اوقات افراد ممکن است استقلال را تا حدی بالا ببرند که احساس کنند نمی‌توانند به کسی تکیه کنند یا به کسی نزدیک شوند. استقلال افراطی می‌تواند به اندازه داشتن تمایلات وابستگی ناسالم باشد اما اگر می‌بینید که تمایلات وابستگی را تجربه می‌کنید، برداشتن گام‌هایی برای مستقل‌تر شدن می‌تواند مفید باشد و به شما کمک کند خودتان را بهتر بشناسید. هنگامی که شما شروع به شناخت و درمان الگوهای رفتاری وابستگی می‌کنید در مسیر ایجاد روابط سالم‌تر با خود و دیگران هستید.

ما در کودکی برای همه چیز به والدین خود تکیه می‌کنیم. در سال‌های نوجوانی به آرامی شروع به جست‌وجو در دنیا می‌کنیم و مقداری آزادی شخصی داریم اما در نهایت هنوز به والدین خود متکی هستیم. حتی در بزرگسالی ما به افراد دیگری نیاز داریم و هیچ یک از ما نمی‌توانیم این زندگی را به تنهایی طی کنیم. با این همه، مهم است که نسبت به خود و توانایی‌های خود اطمینان داشته باشیم و احساس خوبی است که می‌توانیم برای تصمیم گیری و مدیریت کارهای خود به خودمان اعتماد کنیم.

 

اهمیت مستقل بودن

مستقل بودن چیز بدی نیست و در واقع مستقل بودن می‌تواند به معنای داشتن روابط سالم‌تر و طولانی‌تر با اطرافیان باشد. به پنج دلیل ما که چرا مستقل بودن بسیار مهم است نگاهی بیندازید. همه توانایی مستقل بودن را ندارند و در برخی موارد، بیش از حد مستقل بودن می‌تواند منجر به انزوا شود. با این حال، یادگیری استقلال در دنیای امروزی بسیار مهم است و مزایای زیر را نیز به همراه دارد.

کاهش استرس

مستقل بودن به این معنی است که شما می‌توانید بیشتر به خود تکیه کنید و احتمالاً استرس روزانه خود را کاهش خواهید داد. تکیه کردن به دیگران می‌تواند یک ریسک باشد و اگر بتوانید به طور مستقل با موقعیت‌ها کنار بیایید، ممکن است در زمان‌های استرس‌زا کمتر احساس اضطراب کنید. مهم است که به یاد داشته باشید که حمایت اجتماعی هنوز کلیدیست و تکیه بر حلقه درونی شما چیز خوبی است.

فریحا نواز می‌نویسد: «وقتی از نظر احساسی مستقل هستیم و کمی اعتماد به نفس به دست آورده‌ایم، می‌دانیم که بهتر می‌توانیم احساسات خود را مدیریت کنیم و مشکلات را حل کنیم. وقتی مجبور نیستیم منتظر باشیم تا شخص دیگری مشکل ما را حل کند، استرسمان را کاهش می‌دهد». زندگی در حال حاضر به اندازه کافی استرس‌زا است، اما او می‌افزاید: «منتظر شدن برای تصمیم گیری شخص دیگری یا تأیید انتخاب ما می‌تواند استرس بیشتری ایجاد کند. هرچه در مقابله با استرس‌های خود بهتر باشیم و هرچه بیشتر بتوانیم روی چیزهایی که می‌توانیم کنترل کنیم تمرکز کنیم، بهتر می‌توانیم استرس خود را کنترل کنیم».

ایمان به خود

استقلال می‌تواند به طور جدی برای عزت نفس شما مفید باشد. داشتن اعتقاد به نظرات، انتخاب‌ها و اعمال خود به شما اعتماد به نفسی می‌دهد که در هیچ چیز دیگری وجود ندارد. اگر دائماً در مورد آنچه دیگران فکر می‌کنند نگران باشید، هرگز نمی‌توانید همان چیزی باشید که هستید.

در نهایت، مستقل بودن می‌تواند به تقویت احساس ارزشمندی شما کمک کند. کشف کارهایی که خودتان می‌توانید انجام دهید اعتماد به نفس شما را افزایش می‌دهد و این می‌تواند به شما کمک کند در آینده از روابط سمی جلوگیری کنید. با درک اینکه شما به عنوان یک فرد چه کسی هستید، چه چیزی توانایی دارید و مرزهای شما کجا هستند، زندگی شادتر و رضایت بخشی‌تری خواهید داشت. روابط با دیگران مهم است، اما مطمئن شوید که به شدت به آن‌ها تکیه نکنید، زیرا زمان‌هایی در زندگی پیش می‌آید که نیاز دارید به خودتان تکیه کنید.

داشتن خود انظباطی

داشتن خود انضباطی برای بلند شدن و کارآمد بودن عالی است و اگر می‌خواهید به هدفی برسید شما و فقط شما باید انگیزه اصلی خود برای آن هدف باشید.

یافتن علایق خود

شما بر اساس علایق مشترک خود با مردم ارتباط برقرار می‌کنید، اما مهم است که به خاطر داشته باشید که شما فردی هستید که نظرات و اهداف زندگی خو را دارید. در حالی که افراد زندگی شما به شما کمک می‌کنند تا ایده‌ها و جاه طلبی‌های خود را یاد بگیرید و توسعه دهید، باید مراقب باشید که اجازه ندهید دیگران بیش از حد بر زندگی شما تأثیر بگذارند. مستقل بودن به شما این فرصت را می‌دهد که بنشینید و در مورد افکار و احساسات خود فکر کنید و این موضوع می‌تواند به شما درک بهتری از خودتان به عنوان یک فرد و جایی که در جهان مناسب هستید، بدهد.

گسترش افق‌های خود

فراموش کردن وقت گذاشتن برای خودتان در طول زندگی پرمشغله بسیار آسان است و در حقیقت، همه ما آنطور که باید مراقب خود نیستیم. با گسترش آگاهانه افق‌های خود، فرصت یا تجربه‌ی زندگی را از دست نمی‌دهید تا رنجش کمتر و رضایت بیشتری داشته باشید. زندگی چیزهای زیادی برای ارائه دارد و صرف نظر از اینکه زندگی شما تا چه حد می‌تواند شلوغ باشد یا چند نفر به شما وابسته هستند، اطمینان از اینکه زندگی را با دو دست می‌گیرید برای خوشبختی آینده بسیار مهم است.

بهبود در تصمیم گیری

ما هر روز هزاران تصمیم می‌گیریم. گاهی اوقات مفید است که وقت خود را صرف کنید و قبل از عجله در قضاوت، تمام اطلاعات مرتبط را جمع آوری کنید اما وقتی تصمیم‌گیری به یک کار طاقت فرسا تبدیل می‌شود، این می‌تواند باعث شود که تصمیمی ضعیف و عجولانه بگیرید. برای مثال، بلاتکلیفی در مورد ناهار می‌تواند شما را به سمت خوردن فست فود به جای یک ناهار سالم و مغذی‌تر سوق دهد. علاوه بر این، زمانی که تصمیم گیری دشوار است، می‌تواند شما را از پیگیری آنچه که شما را خوشحال می‌کند باز دارد. به عنوان مثال، ممکن است از رفتن به باشگاه یا کوتاه کردن مو خودداری کنید زیرا نمی‌خواهید دیگران را ناراحت کنید.

کمک به دیگران

مستقل بودن به شما این توانایی را می‌دهد که چه از نظر عاطفی، جسمی یا مالی از خود مراقبت کنید. در نتیجه، شما در موقعیت بهتری نسبت به دیگران قرار دارید و این به نوبه خود باعث افزایش شادی، ارتقاء احساس تعلق، احساس هدفمندی و افزایش رضایت از زندگی می‌شود.

آرامش درونی

وقتی مستقل هستید خودخواه نیستید در عوض، شما بیشتر نگران خواسته‌ها و نیازهای خود و همچنین کسانی هستید که نزدیک و عزیزشان هستید. این بدان معناست که شما برای چیزهای غیر ضروری و چیزهایی که نمی‌توانید کنترلشان کنید استرس ندارید و این موضوع منجر به آرامش درونی بیشتر می‌شود.

اولویت قرار دادن خود

اولویت قرار دادن خود نباید مفاهیم منفی داشته باشد. از این گذشته، اگر می‌خواهید از فرسودگی شغلی جلوگیری کنید و استرس را از بین ببرید، مراقبت از خود حیاتی است. مهم‌تر از همه، به شما زمان می‌دهد مشکلات را کشف کنید و سپاسگزاری را تمرین کنید.

رسیدن به خواسته‌ها

مستقل بودن باعث تصمیم‌گیری بهتر، کاهش استرس و اعتماد به نفس می‌شود. شما می‌دانید که می‌توانید هر کاری را انجام دهید، به این معنی که به دنبال چیزی که می‌خواهید خواهید رفت و رشد می‌کنید.

توسعه مهارت‌های زندگی

اگر زندگی را وابسته به دیگران، خواه پدر و مادر، دوستان یا شریک زندگی خود باشید، ممکن است فرصت توسعه مهارت‌های مهم زندگی از دست بدهید.

 

چگونه می‌توانید قوی‌تر و مستقل‌تر باشید؟

اگر با استقلال خود دست و پنجه نرم می‌کنید، در اینجا چند ایده وجود دارد که به شما کمک می‌کند قوی‌تر و مستقل‌تر شوید.

  • با نوشتن لیست کارها و پیگیری پیشرفت خود انگیزه خود را حفظ کنید.
  • از طریق سرگرمی‌ها و فعالیت‌های بدنی فعال شوید.
  • از صحبت کردن و بیان نظر خود نترسید.
  • خودگویی منفی را با خود گفتاری مثبت جایگزین کنید.
  • کارها را به تنهایی انجام دهید مثلا تنهایی به سینما بروید
  • هر روز کاری برای خودت انجام بده، حتی اگر کمی تو را بترساند.

اجتماعی شدن برای همه مهم است و برقراری این ارتباط با مردم برای زمانی که نیاز به حمایت دارید ضروری است اما در حالی که این ارتباطات با خانواده و دوستان مهم است، به همان اندازه ضروری است که یاد بگیرید چگونه مستقل باشید. اگرچه مواقعی وجود خواهد داشت که تکیه بر دیگران می‌تواند مفید باشد اما اتکای بیش از حد به افراد دیگر می‌تواند در دراز مدت برای شما مضر باشد.

 

سخن آخر

در این مقاله در رابطه با مستقل بودن و اهمیت آن بر زندگی خود و اطرافیان صحبت کردیم. با این حال اگر شما فردی به شدت وابسته هستید و به تنهایی نمی‌توانید بر وابستگی خود غلبه کیند، علم روانشناسی ودرمانگر فضای امنی را برای شما فراهم می‌کنند تا احساسات خود را بیان کنید و از این طریق روی آسیب‌های روحی و روانی خود کار کنید و التیام پیدا کنید.

اگر مهاجرت کردید یا خارج ایران اقامت دارید و برای مستقل شدن به کمک درمانگر نیاز دارید، مشاوران ما در تیم هموطن یار می‌توانند ابزارها و استراتژی‌هایی را در اختیار شما قرار دهند تا به شما کمک کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *